السيد الخميني

48

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

اجْلِ ذلِكَ اوَّلُ الْوُضُوءِ بِالْيُمْنى . ثُمَّ قالَ : يا مُحَمَّدُ خُذْ ذلِكَ فَاغْسِلْ بِهِ وَجْهَكَ - وَ عَلَّمَهُ ذلِكَ - فَانَّكَ تُريدُ انْ تَنْظُرَ الى عَظَمَتى وَ انْتَ طاهِرٌ ؛ ثُمَّ اغْسِلْ ذِراعَيْكَ الْيَمينَ وَ الْيَسارَ - وَ عَلَّمَهُ ذلِكَ - فَانَّكَ تُريدُ انْ تَتَلَقّى بِيَدَيْكَ كَلامي ؛ وَ امْسَحْ بِفَضْلِ ما فى يَدَيْكَ مِنَ الْماءِ رَأسَكَ وَ رِجْلَيْكَ الى كَعْبَيْكَ - وَ عَلَّمَهُ المسْحَ بِرَأسِهِ وَ رِجْلَيْهِ - وَ قالَ : انّي اريدُ انْ امْسَحَ رَأسَكَ وَ ابارِكَ عَلَيْكَ . فَامَّا الْمَسْحُ عَلى رِجْلَيْكَ فَانّي اريدُ انْ اوْطِئَكَ مَوْطِئاً لَمْ يَطَأْهُ احَدٌ قَبْلَكَ وَ لا يَطَؤُهُ احَدٌ غَيْرُكَ . . . الحديث . « 1 » تو نيز ، اى شفيق عرفانى و رفيق ايمانى ، تأسى كن به سر حلقهء اهل معرفت و يقين ؛ و دست راست خود را به سوى رحمت حقّ دراز كن و از آب نازل از ساقِ ايمنِ عرشِ رحمت تلقى كن ، كه حقّ تعالى دست خالى فقراى إلى اللَّه را رد نمىفرمايد و كشكول گدايى ارباب حاجت را تهى بر نمىگرداند . پس ، از آن آب رحمت بردار و روىِ آلوده به توجه به دنيا ، بلكه به ما سوا را شست‌وشو ده ، چه كه با اين قذارت و آلودگى ، به عظمت حقّ نتوان نظر كرد : فَانَّ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ضَرَّتان . « 2 » پس دستهاى خود را از مرفقِ رؤيتِ حول و قوّه تا اصابع مباشرت به رؤيت انّيّت و انانيّت تغسيل كن : فَلا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّه ؛ « 3 » چه كه با اين كثافتِ استقلال نفس ، مسّ كتاب حقّ

--> ( 1 ) - در كتاب علل الشّرائع در ضمن حديث نماز معراج آمده است : « . . . سپس پروردگارم عزّ و جلّ فرمود : " اى محمد ، دست خود را پيش ببر تا آبى كه از ساق راست عرش من جارى است به تو برسد " . پس آب فروريخت و من دست راست خود را بدان زدم ، از اين رو آغاز وضو با دست راست شد . سپس فرمود : " اى محمد ، آن آب را بگير و با آن روى خود بشوى - و نحوهء شستن را به حضرتش تعليم داد - زيرا كه تو مىخواهى در حال پاكى به عظمت من نظر كنى . سپس ذراع راست و ذراع چپت را بشوى - و نحوهء شستن را به او تعليم داد - كه تو مىخواهى با دو دستت كلام مرا دريافت كنى . و با باقيماندهء آب دستانت سرت و دو پايت را تا قوزك مسح كن " - و نحوهء مسح سر و پا را به دو آموخت - و فرمود : " من مىخواهم سرت را مسح كنم و بر تو مبارك گردانم و امّا مسح بر دو پايت ( براى اين است كه ) مىخواهم قدمت را بر جايى بگذارم كه پيش از تو كسى بر آن گام نگذارده و كسى جز تو بر آن گام نخواهد گذاشت " . » حديث ادامه دارد . علل الشّرائع ، ص 312 ، باب 1 ، حديث 1 . ( 2 ) - « دنيا و آخرت هووى يكديگرند . » عوالى اللّآلي ، ج 1 ، ص 277 ، حديث 106 ، و ج 4 ، ص 115 . نهج البلاغة ، حكمت 100 . ( 3 ) - « هيچ جنبشى و هيچ نيرويى نيست مگر از خدا . »